على اردشير لاريجانی، داماد شهيد مطهرى و استاد فلسفه،و از زمرگان ديگر لاریجاني ها در آستانه 50 سالگى پرونده هستهاى ايران را در دست گرفته و سنگينى آن را بيش از هر زمان ديگرى احساس مىکند.
وى در سال 71، به عضويت دولت وقت درآمده و وزير فرهنگ و ارشاد اسلامى شد. پس از آن نيز به رياست سازمان صدا و سيما درآمده و 10 سال از اين سمت باقى تكان نخورد و چه چراغها وهويت ها كه نساخت.
وى که با توصيه تعدادى از سران اصولگرا کانديداى انتخابات رياست جمهورى دوره نهم شده بود، در ميانه راه با بىاقبالى بدنه اين جريان موجه شد و تنها بخش معدودى از راست سنتى به هوادارى هواى تازهاى که لاريجانى وعدهاش را داده بود برخاستند. اما وى در نهايت يکى از ناکامترين کانديداهاى اين دوره بود.
با انتخاب احمدىنژاد به عنوان رئيسجمهور، ابتدا از حضور لاريجانى در سمتهايى همچون وزارت علوم و خبرهايى منتشر شد، اما چندى که گذشت وى به شوراى عالى امنيت ملى رفت تا علاوه بر دبيرى اين شورا، جايگزين حسن روحانى شده و پىگيرى پرونده هستهاى برعهده بگيرد. وى که بارها از تيم هستهاى قبلى به علت عدم رعايت عزت نظام در مذاکرات، انتقاد کرده بود، با عهدهدارى سمت جديد، واقعيات هستهاى را از نزديک لمس کرد. در همين دوره بود که پرونده هستهاى ايران به شوراى امنيت رفت و اين شورا ضربالاجلى را براى کشور ما تعيين کرد.تازه هيچ كشور درست و حسابي هم ما را تحويل نگرفت. و اين عزت نظام بود!!!
با صدور قطعنامه شوراى امنيت عليه ايران و کارشکنىهاى آمريکا، لاريجانى روزهاى پر تنش و در ضمن، پر سفرى را پشت سر مىگذارد. رسانههاى خارجى در مقابل سياستهاى بدون انعطاف(بخوانيد نپخته) احمدىنژاد، از او به عنوان چهرهاى براى روبوسى و متعادل کردن فضا ياد مىکنند. كار به كجا رسيده است...
وى پس از سفر اخيرش به عربستان سعودى که بازتاب و تحليلهاى زيادى را در پى داشت به سوريه رفته است.
اين سفر نيز مطمئنا با تحليلهاى بسيارى مواجه خواهد شد. لاريجانى علاوه بر وظيفه سنگينى که در بحث برخوردارى ايران از حق هستهاى خود، احساس مىکند، در صدد است تا کمکارىهاى احتمالى ديگر اعضا هستهاى را جبران مىکند. و مثلاپاسخ محکمى را هم بر منتقدان بدهد.
سياست منزوى کردن ايران توسط آمريکا، ايام اخير را روزهاى پر سفرى بر آقاى دبير رقم زده است و بايد منتظر سفرهاى ديگرى از آقاى لاريجانى هم بود.تا شايد بتواند اين آمريكا را منزوي كند.
